الشيخ علي المشكيني

69

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

« يُصَوِّرُكُمْ فِى الْأَرْحَامِ » . و بايد قرار مكينش خواند ؛ چه آن كه مقرى در داخل محوطه ذات بشر است . پس محلى كه از خود وى نيز مصون‌تر است : « فَجَعَلْنَاهُ فِى قَرَارٍ مَكِينٍ » . و بايد آن‌جا را ظلمات ثلاث و نهانخانهء تاريكىهاى سه گانه گفت ؛ چه آن كه قرارگاهى است سيار در داخل زهدان مادر . و آن نيز در ميان جداره‌هاى دل و اضلاع و فقرات ظهر بدن و در كيفيت نشأت و تعداد حركت‌هاى انسان در اين مقطع زمانى و مكانى . سخن بسيار است ؛ چه آن كه اين مسافر ، علاوه بر آن كه خواه ناخواه در طريق حركت جوهرى است ، حركت‌هايى در بعد « كمّ وزنى » و « كيف لونى » و « هيأت جسمى » و غيره انجام مىدهد . مطلب قابل توجه در اين مقام ، حادثه مهمى است كه براى اين موجود در اثناى اقامتش در محيط رحم رخ مىدهد . و آن ، اين كه پس از گذشت كمتر از نيمى از ايام توقف ، ناگهان تغييرى بس شگفت‌آور در وى حاصل مىشود و گويا فصلىبر جنس وجودش منضم مىگردد و به لباس نوعى از انواع ديگر در مىآيد ؛ چه آن كه وى جسم نامى بود و عروض حالت‌هايى مانند نطفه و علقه بودن ، جز تبدّل اوصاف كمّى و كيفى در مادهء واحده ، چيزى ايجاد نكرده ، لكن اين بار به نحو تبدّل جوهرى و نوعى ، حيات و قدرت و شعور بر وى عارض شده ، و اوصاف انسان به طور خفيف و كم رنگ و شبه الاستعداد در وى تحقق مىيابد ، و مىتوان گفت كه جسمى نامى ، به ناگه ، حيوانى ذى روح مىشود و موجودى لا يشعر ، به طور اعجاز بانگ « انا الانسان » مىزند . مطلب ديگر قابل دقت در اين مورد ، درك ماهيت آن موجود عارض است كه به مجرد تماس خود ، جمادى را حيوان و حيوانى را انسان مىسازد . آيا او از نسخهء همان